رفتن به ائل گلي
دوشنبه ده فروردين سال 94
بعد از ظهر خاله فهيمه زنگ زد كه ارميا رو آماده كن داريم مياييم دنبالش كه ببريمش شاه گلي كه ارميا با شنيدن اين خبر كلي ذوق كرد .



چ




تا ارميا برگرده خونه من و اكبر هم يك فرصتي پيدا كرديم رفتيم بازار و كمي خريد كرديم البته بيشتر مغازه ها بسته بود ولي دوتايي كمي قدم زديم و خوش گذشت .
ارميا وقتي اومد كاملا معلوم بود بهش خوش گذشته بوده كه همش ميگفت باز به مامان ال آي بگو بيان دنبالم منو ببرن پارك.
دست خاله فهيمه و عمو جمال و علي درد نكنه 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رفتن به ائل گلي
