ای کیو سان ما در ائل گلی
سه شنبه بیست و نه مرداد مطابق هر ساله که یک روز بصورت زنانه با خاله ها و دختر خاله های اکبر از صبح میریم ائل گلی و شب برمیگردیم ، رفتیم ائل گلی .
دختر خاله های اکبر قیافه کچل شده ارمیا رو نمی شناختند .
اکبر میگه با دیدن قیافه ارمیا یاد سربازی رفتنش میافتم و دلم میگیره
تو ائل گلی پسرهای بزرگسال غریبه که داشتند توپ بازی میکردن ارمیا هم رفت با اونا بازی کنه و چون مهارت در شوت زدن داره پسرها خوششون اومده بود و بهش میگفتن روبرتو كارلوس .
اینم ای کیو سان ما در ائل گلی


چه فیلم هندی شده این عکس








امان از این حرف های درگوشی



ارمیا یک گل چید

و وقتی فهمید کار خوبی نکرده پشت سرش قایم کرد و انگار نه انگار

اینم پارلا خانم ما در ائل گلی


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ای کیو سان ما در ائل گلی
