نوشهر خونه دايي نادر اينا
سه شنبه 4 فروردين سال 94

بعد از نهار با بچه ها رفتيم كنار دريا چون ارميا از وقتي حركت كرده بوديم همش مي پرسيد پس كي ميرسيم دريا !!! برعكس كاشان ، نوشهر هواش كاملا بهاري بود .




ارميا وقتي از آب بازي خسته شد رفت دنبال توپ بازي و با الشن و آرشام و اكبر و حاج عمو گل كوچيك بازي ميكردن ولي ارميا جر ميزد و هر وقت توپ بهش ميرسيد برميداشت و ميگفت نميدم 



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نوشهر خونه دايي نادر اينا
