برگشت به تبريز
چهارشنبه 5 فروردين سال 94
بعد از نماز صبح راه افتاديم به سمت تبريز و نهار رو در كياشهر كنار دريا خورديم


ارميا حسابي دلش برا آنا تنگ شده بود و همش ميگفت وقتي رسيديم من شب ميرم خونه آنام البته هر روز چند بار تلفني با آنا حرف ميزد ولي اين برايش كافي نبود .
شب رسيديم تبريز و صبح بعد از صبحانه رفتيم خونه آنا تا هم ارميا آنا رو ببينه و هم تولد بابا بود ( اميدوارم صد سال زنده باشن )


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


برگشت به تبريز
